نان حلال
سردار شهید ابوالقاسم چوپان از دوران کودکی در چرای گوسفندان به پدرش کمک می کرد، به رغم سن کم مواظب بود که کار به درستی انجام شود. همین دقت، دستمایه ی نویسنده برای نگارش “نان حلال” بر اساس یکی از خاطرات ایام کودکی این شهید عزیز شده است.
جمع آوری محصول انجیر در بیابان ها و کوه های اطراف شهر آن هم در فصل تابستان، سخت و طاقت فرساست. با عین حال سردار شهید محمد صالح در دوران کودکی و با همت بلند خود به مادربزرگش که به تنهایی در باغ انجیر است کمک می کند و تمام مشـکلات را در مسیر به جـان می خرد.
خاطره ی نمازی که عالم شهید حضرت حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد فقیهی در کودکی خواند و منجر به دریافت هدیه ای ارزشمند از پدرش گردید، دستمایه ی نویسنده برای پرداختن به گوشه ای از زندگی دوران کودکی این شهید عزیز است.
در تعطیلات تابستان سالی که مصادف با ماه مبارک رمضان بود، سردار شهید محمدحسن فرد در پایان دوران کودکی در مغازه ی همسایه شاگردی می کرد تا علاوه بر اینکه بیکار نباشد، کمک خرج خانواده نیز باشد. او به رغم سن کم، گرمای تابستان و کار در مغازه، ضمن گرفتن روزه در نظافت مسجد نیز کمک میکند
در دوران رژیم پهلوی، مأموران حکومت تمام مظاهر دینی را مخالفت با رژیم شاه قلمداد کرده و به مقابله با آن برمی خاستند. هر چند توجه به همین ارزش ها و نمادهای دینی ریشه ی فساد و ظلم 2500 ساله را در این کشور خشکاند و… …سردار شهید سیداحمد مرشدی در اوایل نوجوانی از پشت بام منزل شان که روبروی شهربانی بود، با صلابت و با صدای بلند در مقابل مأموران شهربانی اذان میگفت…
سردار شهید جواد کاظم زاده در ایام تحصیل، تلاش داشت تا فداکارانه به دانش آموزان کم بضاعت کمک کند که آن ها نیز درس را خوب و بهتر فرا گرفته و از ادامه ی تحصیل باز نمانند. شرح این فداکاری که با تهیه ی یک تخته ی سیاه شروع می شود، در قالب داستانی کودکانه برای گروه سنی ج به رشته ی تحریر درآمده است.