حسین دالوند

نام پدر: خليل                     محل و تاريخ تولد: استهبان 1345

سن: 21 سال                        تحصيلات: سوم راهنمايي

شغل: پاسدار                        وضعيت تأهل: متأهل، يك فرزند                    

ارگان اعزام كننده: سپاه        تاريخ اولين اعزام: 26/4/61               

حضور در جبهه: 705 روز     مسؤوليت: فرمانده‌ي گروهان

تاريخ شهادت: 26/12/66       محل دفن: استهبان

 

مرداني كه از غم كربلا ديدگانشان به خون نشست، از ملك تن دست كشيدند، عاشقانه ره سفر برگزيدند و مسافر كوي حسين(ع) شدند. «حسين» نيز مسافر كوي او شد و رفت ؛هماني كه از پنج سالگي دست‌هاي ستايشگرش ره آسمان پيمود و قامتش به نماز استوار گرديد. او علاوه بر واجبات به مستحبات نيز اهميت بسياري مي‌داد. با تشكيل كلاس‌هاي قرآن و احكام براي جوانان، مخصوصاً در ماه مبارك رمضان، همّت مي‌گماشت. صداي فرح‌بخش او در دل سحر، روح سبز خدا را به شهر هديه مي‌داد، و با نواي مناجاتش همه را به ضيافت نور روانه مي‌كرد.

درآغاز انقلاب، آن زمان كه تاريكي شب، بر ايران سايه‌ي شوم خود را گسترانده بود، «حسين» همراه با ديگران عليه طاغوت به پا خاست و به جنگ شب رفت تا سرانجام خورشيد پيروزي درخشيدن گرفت و انقلاب چون هديه‌ي آسماني به مردم شورآفرين  ايران تقديم شد،

وي عاشق خدمت به مردم بود و حامي ولايت فقيه. همين علاقه او را روانه‌ي حوزه‌ علميه كرد. هرگز از امر به معروف و نهي از منكر غافل نماند، در برنامه‌هاي تبليغاتي، عقيدتي و سياسي حضوري فعّال داشت. پاسدار بود و مخلص. يك سال هم، هماي سعادت بر سر اوسايه افكند و سرباز جماران شد و نگهبان بيت حضرت امام. در زندگي به هيچ چيز به اندازه‌ي نماز اهميت نمي‌داد به طوري كه در شب دامادي‌اش ميهمان‌ها را رها كرد و جهت اداي نماز به مسجد رفت.

هنوز فرزندش متولد نشده بود كه بال سفر گشود. او كه يك آسمان ستاره بر تن داشت ره پرواز در پيش گرفت. همسر و خانواده را به خدا سپرد و مسافر گشت. با شب‌هاي جبهه خلوتي ديرينه داشت و از بهر دوست شبها را به سپيده پيوند مي‌زد و از غم فراق، گريه   سر مي‌داد.

«حسين» كه با زمزم عشق وضو ساخته بود در «عمليّات والفجر10» حضور يافت و در لحظه‌ي شهادت زماني كه جرعه‌اي از جام وجودش در واپسين لحظات حيات باقي مانده بود سر به سجده گذاشت و شكر وصال را بجا آورد.

او كه عمري به شوق شهادت زيسته بود از فراق محبوبش چنين مي‌سرايد:

در راه وصال دوست جان باخت شهيد

                                                 بر پيـكر شـب لرزه بيـنداخت شهيد

هنـگام شهـادت به جهـان زد لبـخنـد 

                                                از قلب، سراي عاشقي ساخت شهيد

 

ربنا اتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه وقنا عذ اب النار.

       و قا تلوهم حتي لاتكون فتنه.

      به نام خداوند قادر متعالي كه جنگ كردن در راه خودش را تفريح جهادگران قرار داد و جنگ و جهاد را دري از درهاي بهشت قرار داد تا از اين در، از دنيا رسته‌ها و پيكارگران مخلص في سبيل الله وارد بهشت شوند؛ اما بهشت با آن همه نعمت‌ها اجر شهيد نيست، رضايت شهيد به آن است كه به ملاقات رب و انبيا و اوليا، به ملاقات اول مظلوم عالم علي(ع) و اولادش نايل شود و الحق سزاوار ملاقات معبود، شهدا هستند كه به دستور خداوند در قرآن عمل نموده‌اند، آن‌جا كه خداوند جلّ و علا مي فرمايد: «محمّد رسـول الله و الذيـن معه اشداء علـي الكـفار رحماء بينهم». محمّد فرستـاده خداست و پيروان او با كفار بسيار شديد و تند برخوردند و با يكديگر مهربانند. و خداوندا تو شاهد باش كه اين رزم آوران ظفرمند به اين آيه‌ي شريفه عمل نمودند و چنان بر اين تجاوزگران و كفار تاختند كه تمام دنيا مخصوصاً ابر جنايتكاران را از ]بر[ قدرت عظيم اسلام واقف كردند و ان شاالله ادامه دهندگان راه شهدا مي روند تا با تهاجم الهي خود بر پيكر اين از خدا بي‌خبران خيال تجاوز به كشورهاي اسلامي را از ذهن دولت‌هاي متجاوز بزدايند.

 اما شما اي ملت حماسه آفرين همچنان در صحنه و در خط ولايت و رهبري محكم و پا برجا بمانيد و مشكلات را تحمّل نماييد و بدانيد كه سختي‌ها ماندني نيستند و ان شاالله اجر و مزد تحمّل مشكلات را در جهان باقي از جانب خداي محمّد دريافت خواهيد كرد و نكند خداي نكرده حركتي يا سخني از شما سر بزند كه خدا و امام زمان از شما ناراضي گردند و هر چه در راه اين ا نقلاب الهي فعاليت كرده‌ايد و فضايل كسب نموده‌ايد همه را بر باد دهيد؛ خداوند همه‌ي شما و همه‌ي ما را تا آخرين نفس در راه منوّر خود هدايت فرمايد.

 در اين جا من از آن دسته از ملت به ويژه همشهريان عزيز كه توانايي جبهه آمدن را دارند مي خواهم كه فرصت را غنيمت شمارند و به خيل راهيان كربلا و سربازان حجت بن الحسن ](عج)[ بپوندند و بدانيد كه فرصت‌ها زود از دست مي روند و اين مطلب را بدانيد كه در تشيع جنازه‌ي شهدا شركت كردن ثواب بسيار دارد اما ثواب بيشتر اين كه چند صباحي با اين شهيدان هم سنگر بودن، يعني رزمندگاني كه اكنون در جبهه هستند و بعضي از آن‌ها شهداي آينده‌اند؛ بياييد و با اينها هم سنگر شويد و نام خود را در دفتر سربازان امام زمان(عج) به ثبت برسانيد.

 اما شما اي چراغ‌هاي فروزان ملّت اي خانواده‌هاي شهدا در فراق عزيزانتان صابر باشيد و هيچ‌گونه منّتي بر خدا و اسلام و انقلاب نداشته باشيـد و نظـر من ايـن است كـه خدا بايد بر شما منّـت داشته باشد كه نعـمت عظماي شهادت را نصيب فرزندان و يا يكي از اعضاي خانواده‌ي شما كرده است و شما شهادت عزيزانتان را لطف خداوند متعال بدانيد.

 در آخر من به كساني‌كه تابه‌حال بي‌تفاوت نسبت به انقلاب و اسلام و مسايل جاري كشور بوده‌اند نصيحت برادرانه مي كنم و از آن‌ها مي خواهم كه از اين به بعد از حالت بي‌تفاوتي به درآيند و در صحنه باشند كه همه‌ي ما در حال امتحان دادن هستيم و هر كس از اين امتحان خدايي سرافراز درآيد نجات خواهد يافت.

 از پدر و مادر عزيز و همچنين خواهران و برادران و از همسرم و همه‌ي كساني‌كه مرا مي شناختند مي خواهم كه مرا ببخشند.

 بار پروردگارا، اي رب عزيز ودود، در اين لحظات حساس كه صد در صد آماده عمليات هستيم از تو مي خواهم كه به من توان و قدرت عطا فرمايي و ما را بر اين ظلمت زدگـان بعثي پيروز فرمايي، خدايا چكانيدن ماشه با من و هدايت گلوله بر قلب كفار از تو. اگر جلسه‌اي منعقد گرديد مصيبت مظلومه‌ي عالم حضرت زهرا (س) بخوانيد. خدايا، خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار                

                                                                                          حسين دالوند

والسلام

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *